پرنده ی کوچک من
دیروز دخترک کلی باهام حرف زد . اینکه خیلی محدودیت داشته و داره و در آخر اینکه من خیلی روابط و مهارت اجتماعی ندارم . حرفشو قبول داشتم هرچند براش توضیح دادم که هر کاری باید در سن خودش انجام بشه و همینطور که در سن ۷ سالگی به تنهایی نمیتونستی از خیابون رد شی و الان میتونی در مورد تنها بیرون رفتن هم الان وقتشه .
ازم خواست بهش اجازه بدیم با تور بره سفر و باز براش توضیح دادم یهو نمیتونی از خونه اینجوری دور شی باید این کارها در مرور زمان و با نظارت یه بزرگتر انجام شه تا وقتی که خودت مسلط به مسائل بشی .
قرار بر این شد سه شنبه با اتوبوس بره تهران خونه خواهرم و جمعه برگرده و اگه برنامه خاصی داره با خواهرم برن . الحمدلله قبول کرد و منم براش بلیط خریدم .
خوشبختانه همسر هم مقاومت نکرد که هیچ بلکه برای خودمون دوتا برنامه شمال چید 😂
امیدوارم سفر بی خطری باشه و اولین تجربه های پرواز جوجه ی کوچک من براش پر از شادی باشه .