کادو تولد
امشب تولد بچه برادرمه . مامانش زحمت کشیده و هممونو خونشون دعوت کرده . با خانواده مشورت کردیم که هر کی چی براش بخره . قرار شد من یه چراغ خواب شلمن برای اطاقش بخرم . زمان زیادی بود نرفته بودم توی یه مغازه اسباب بازی فروشی .اینقدر هیجان زده شده بودم که نگو . فروشنده باهام آشناست . اعلام کردم قصد خرید ندارم فقط اومدم اینجا حالم خوب شه . فروشنده هم از خداخواسته مغازه رو سپرد بهم و سوار موتورش شد گفت کار داره و یساعت دیگه برمیگرده . تمام تفنگها و ماشینها رو یکی یکی دست گرفتم . عروسکها رو با دست لمس کردم . بعضیاشون رو بغل کردم . حدودا نیم ساعت اونجا بودم که صاحب مغازه اومد و ازم تشکر کرد . خودمو جمع و جور کردم و قیافه مو جدی کردم . 😂
یه شلمن خریدم برا برادرزادم و چن تا هم اسباب بازی برا خودم 🤭🤭🤭
یدونه ازون صفحه هایی خریدم که توش آب میکردی و چند تا حلقه رنگی کوچولو توش داشت و با فشار دادن یه دکمه ، حلقه ها توی آب شناور میشدن و باید میفتادن روی یکی ازون هواپیماهای داخل صفحه 🤭
یه قوطی خریدم پر از قورباغه های رنگی که پشتشون رو با ناخون فشار میدی میپرن و میرن جلو 😁
یه ماز خریدم ازونا که یه دایره س و توش چندتا ساچمه س و میگیری کف دستت و اینور اونورش میکنی و اون ساچمه ها رو هدایت میکنی به مرکز دایره .
برای همسر هم دو تا تاس خریدم . قبلنا داشتیم و گم کردیم . گاهی باهم بازی میکنیم . تاس میندازیم و هر کی عدد بالاتر بیاره باید یکاری رو انجام بده .
چیزایی که خریدمو توصیف کردم . میخام بدونم تونستین مجسم کنین چی رو میگم ؟